استاد عبدالرحمن شرفكندي(هژار)
مردم كرد بزرگترين و قديمي ترين قوم آريايي هستند كه در مناطق مختلف از جمله در آذربايجان غربي سكونت دارند و افتخار بزرگي براي خود كسب نموده اند و امروز مصمم هستند كه براي آباداني و توسعه فرهنگي. اجتماعي. و سياسي كشور مشاركت جدي داشته و قدم هاي موثري را بردارند.
مهاباد در طول تاريخ خواستگاه شخصيتها و فرزانگاني بوده كه در فرهنگ و هنر و ادب ايران و مردم كرد نقش آفريني نموده و سهم بسزايي داشته اند.
استاد عبد الرحمن شرفكندي "هژار " از همين فرزانگان يك نويسنده . محقق . مترجم . و شاعر برجسته اين ديار و مورد توجه مردم سر افراز كرد است.
استاد هژار در حال نوشتن زندگي نامه خود 63 ساله است .نويسنده . محقق .مترجم و شاعر نامدار كرد . استاد عبدالرحمن شرفكندي مشهور و متخلص به "هژار" به سال 1300 هجري شمسي در شهر مهاباد و درخانواده متدين و شهير ديده به جهان گشود.
در دوسالگي از نعمت وجود مادر محروم شد و از همان كودكي تلخي زندگي را تجربه كرد. وي در پنج سالگي الفبا و قران را نزد پدر خويش فرا گرفتسپس وارد مكتب خانه شد و از حضور تني چند از مدرسان علوم اسلامي آن زمان كسب فيض نمود.
در اوايل نوجواني پدرش فوت كرد كه بار مسئوليت خانواده را بر دوش وي نهاد.هژار 4 پسر داشت كه در حال حاضر در شهر كرج مستقر هستند (همسر استاد هم در شهر كرج سكونت دارد).يكي از دلايلي كه زندگي نامه خودش را خودش مي نويسد اين بوده كه پسرش بداند كه هميشه خوشي ها نيست و رسيدن به اهداف يك شبه محيا نمي شود و اگر زمان خوشي به سر ببرد به ياد داشته باشد كه امكان سختي و مشكلات هم است و خوخودش را بايد آماده كند.
با توجه به اينكه زندگي نامه اش كتابي به قطوري 582 صفحه درآمده ولي به گفته خودش هنگامي كه از بالا به شصت و سه سال گذشته نگاه مي كند حافظه اش ياري نمي دهد و متاسفانه همانند چمانش كه بعد از ضعيفي عينكي برايش تهيه كرد براي ذهن عينكي نيست .
عبدالرحمن به سبب علاقه وافري كه به ادبيات داشت از همان دوران جواني به مطالعه ادبيات و ديوان شاعران بزرگ روي آورد اين علاقه به حدي بود كه از همان آغاز بسياري از اشعار شاعران نامدار را از حفظ بود . نوجواني بيش نبود كه توانايي ادبي وي نمايان گشت و به سرودن شعر روي آورد . اشعار او كم كم ورد زبان ها و نقل مجالس گشت . در اين زمان بود كه استاد تخلص "هژار" را برگزيد.
هيچ وقت خودش رو زير دست شاهان و يا خليفه ها نكرد و اين كار را ناپسند مي دانست كه براي شاه اشعاري بگويد كه شاه را بالاتر و خود را خار كند. مثالي مي زند از نظامي كه مي گويد : " من سگ در خانه تو ام " و يا فردوسي كه صاحب شاهنامه است آنگونه خود را در مقابل محمود غزنوي به عنوان گدا نشان مي دهد كه آدم برايش دل مي سوزاند كه مي گويد خيلي از شاعران خوب ما اين كار را كردند و جايزه مي گرفتند .
خودش هم شعري به مرد بزرگ شعري به مرد بزرگ زمان خود به نام احمد آغا ي بايزاغا گفته كه بهش توهين مي شود و بهتر دانسته است كه براي عشق دل خودش كه عاشق آزادي كردستان بود شعر بگويد و بسيار كيف مي كرد از شعر سرودن براي كردستان . و هرگز معطل گرفتن پول در مقابل اشعارش نبوده است .
براي خودش كار مي كرد و اشعارش را به ارمغان براي ملت كرد بر جاي گذاشت .
در مجلسي كه قاضي محمد ( كه بعدها موسس حذب دموكرات كردستان ايران شد و از ثروتمندانه زمانه بود ) هم حضور داشت شعري گفته كه قاضي مي گويد 10 تومان به تو بخشش براي شعر زيبايت كه در پاسخ مي گويد اين 100 تومان را بدهيد به دفتر و قلم براي بچه هاي فقير مدرسه.
هژار در همان جواني مبارزه و فعاليت هاي سياسي و اجتماعي خود را شروع كرد وي از موسسين و فعالان اصلي " جمعيت ژ- ك " =" كومه له ي ژيانه وه ي كورد " بود كه اولين حزب سياسي در تاريخ كردستان و ايران است.
و ايده هاي موثري براي اين حزب داد. براي مثال نظريات اجرا شده ي وي براي قوي ساختن اين حزب استفاده از شخصيت هاي شناخته شده زمانه مثل قاضي محمد بود به طوريكه بعدها پس از از بين رفتن "جمعيت ژ- ك " قاضي خود حزب "دمكرات كردستان ايران " را به وجود آورد و منتهي به جمهوري يا حكومت كردستان و مستقل در زمان محمد رضا شاه به مدت 11 ماه و 3 روز گشت كه سرانجام قاضي به دار آويخته شد.
به گفته عبد الرحمن وي بعد از حزب " ژ – ك " به صورت رسمي به عضويت هيچ حزب ديگري در نيامد .
اما در جمهوري كردستان يا مهاباد نقش فعال و موثري داشت و از سوي قاضي محمد عنوان شاعر ملي كرد را دريافت كرد .
بعد از فروپاشي جمهوري مهاباد مانند بسياري از همرزمان خود به ناچار راه غربت را پيش گرفت و آواره عراق شد و سالها در ركاب قهرمان سربلند كرد مرحوم ملا مصطفي بارزاني در دفاع از هويت كرد تلاش نمود و شرايط سخت و طاقت فرساي آوارگي و غربت نيز دست از مطالعه و تحقيق بر نداشت حتي هنگامي كه در لبنان و در بيمارستان تحت مداوا بود به مطالعه زبان و ادبيات عرب پرداخت و در اين زمينه تبحري خاص يافت .
زماني كه در عراق آواره بود ترجيح مي داد كه با رنج و زحمت خودش امرار معاش كند و شهر هايش را تقديم به كردستان مي كرد و به عنوان يادگاري براي آزادي كردستان مي سرود كه با اين كارش در نزد مردم اعتبار زيادي به او داد و براي سرودن شعر خود را آزاد مي دانست.
و به خاطر بي پولي هرگز شعري نسروده و هرگاه از كسي تقاضاي قرض كرده طرف مقابل خوشحال به اين كار بوده است.
در راه مبارزات سياسي خود رنجهاي زيادي كشيد و در راه عقايد خويش به ناچار به عراق . سوريه . و لبنان رفته بود وپس از سالها آوارگي سرانجام در سال 1354 به ايران بازگشت و در شهر كرج سكني گزيد . بعد از اقامت در كرج .پيشنهاد ترجمه كتاب شفاي ابو علي سينا از طرف دانشگاه تهران را پذيرفت – كتابي كه تا آن زمان با وجود اهميت فراواني كه داشت براي علاقه مندان غير قابل استفاده بود . وي در نهايت موفقيت شفا ثقيل و مشكل عربي را به فارسي ساده و روان ترجمه نموده و بدين وسيله به محافل ادبي و فرهنگي ايران راه يافت و پس از مدتي به عضويت فرهنگستان زبان و ادب فارسي درامد.
و در اين سالها از لحاظ ادبي و فرهنگي بيشترين استفاده را از زندگي خويش برد و با تلاش سخت و خستگي ناپذير شبانه روزي را به تحقيق و تاليف و ترجمه مشغول بود . در سايه ي اين پشتكار آثار كم نظيري در زمينه هاي مختلف از خود به يادگار گذاشت .
در كنار فرهنگ ارزشمند كردي –فارسي از ديگر خدمات بزرگ و بي نظير استاد . ميتوان به ترجمه زيباي قران كريم به زبان كردي اشاره كرده كه در نهايت استحكام و سادگي . شيوا و گويا است و كتابخانه كردي را بركتي دو چندان بخشيده است.
آثار و تاليف استاد عبارتند از:
ترجمه كتاب شفاي ابو علي سينا . در هفت جلد. انتشارات سروش 1
ترجمه قران كريم . چاپ تهران
2
ترجمه رباعيات خيام. انتشارات سروش.
3
ترجمه شرفنامه بد ليسي . چاپ نجف
4
ترجمه "آري اين چنين بود برادر" .اثر دكتر شريعتي . چاپ تهران
5
ترجمه " عرفان . برابري .آزادي .اثر دكتر شريعتي .انتشارات سروش
6
ترجمه " پدر . مادر ما متهميم . اثر دكتر شريعتي .انتشارات سروش
7
ترجمه " يك جلوش بييي نهايت صفر. اثر دكتر شريعتي . چاپ تهران
8
ترجمه " آثار البلاد و اخبار البلاد به فارسي . انتشارات انديشه
9
ترجمه پنج انگشت يك مشت است . اثر برژيد ونگوربوكسي. انتشارات تازه نگاه.
10
ديوان اشعار چاپ تبريز
11
زندگي نامه . چاپ پاريس 12
تاريخ اردلان چاپ تهران
13
فرهنگ جامع كردي به كردي و فارسي . انتشارات سروش
14
براي كردستان. چاپ عراق
15
ترجمه " مه م و زين خاني" به سرودن. چاپ عراق
16
مجموعه اي شامل طنزهاي اجتماعي. چاپ عراق
17
شرح ديوان ملاي جزيري. انتشارات سروش.
18
طايفه ي فراموش شده ي گابان. چاپ عراق
19
تاريخ سليمانيه ترجمه از عربي به فارسي" چاپ نشده"
20
روابط فرهنگي ايران و مصر ترجمه از عربي به فارسي . چاپ نشده
21
ترجمه فرهنگ عميد به كردي. چاپ نشده
22
نثر روان . ذهن تيز و شخصيت اخلاق گرايي اين نويسنده كرد در سطر سطر مكتوبات آن مرحوم به نحو شگفت انگيزي نمايان است نقش ان مرحوم در گسترش و باز خواني منتقدانه ادبيات معاصر اين سرزمين آنچنان چشمگير است كه وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي كنگره اي را با هدف بررسي اثرات مكتوب وي برپا كرد.
كه شاعراني خارج از كشور هم با لاخص شمال عراق چون استاد شيركو بي كه س و استاد عبدالكريم مدرس به سخنراني در باب استاد پرداختند.
و همچنين محمد قاضي نويسنده و مترجم كرد در سوك استاد هژار چنين مي گويد :
شگفت نيست اگر آسمان بگريد زار . زداغ مرگ عزيزي بزرگ همچو هژار
هژار مرد شريف و بزرگوار كه بود. حساب فضل و كمالش برون زحد شمار
نخستين ديوان اشعارش "ئا له كوك " نام داشت كه روابط فرهنگي روس و ايران را گفته بود و در تبريز چاپ شد و گفتند كه 4000 تومان حق تاليف دارد اما قبول نكرد.
و كتاب معروفش "براي كردستان " را در سال 1966 براي چاپ فرستاد اين اشعار را براي "كردستان تفكيك شده " كه هنوزهم از هم جدا مي شوند سروده است و به همين دليل اجازه چاپش را نمي دادند.
شاعران جاش سال 66 چون ابراهيم احمد و استاد جلال طالباني و اطرافيانشان كه به طرف بيگانگان رفتند و ناموس خود را به پول به دشمنان كرد مي فروختند كه قلم هژار به حدي بر آنان سخت بود لگد به آسمان پرتاب مي كردند و همچنين در روزنامه ها مطالب تضاد و فحش و ناسزايي به هژار مي گفتند. مثل روزنامه عربي "نور" "نه وه ر" و يا در " رزگاري له ناموس" كه نوشته اند هژار شاعر دربار بارزاني است و دشمن با برادران ترك و فارس و عربمان است.
اما كردهايي كه پسند كردند نظرشان اين چنين بود كه وظيفه خود را در مقابل كردستان به عنوان پيشمرگ براي مردم و آرزوهايشان انجام داده است و به خاطر نوشتن اين كتاب دست خوش هاي فراواني برايش فرستادند و اين باعث شد جاي زخم هاي دشمنان پوشيده شود.
عبدالرحمن اين عصباني شدن را حق شاعران جاشي دانسته كه دستمزدشان را به طور مخفيانه بدهند براي خريد شراب و گوشت و هيچ كس مطلع نشود.
او عاشق كردستان بود و با اشعارش كساني كه ضرري براي كردستان داشتند ويا ياري رسان دشمنان كرد هستند به مبارزه با آنها بر مي خواست و مي گويد كه اگر بر اثر كرد و كردستان ناسزا بشنوم و خونم هم ريخته شود به بزرگي مي شناسمش.(هژار 29/12/1969)
سرانجام كار مداوم .بي خوابي و رياضت هاي فكري و جسمي شمع زندگي اين بزرگ مرد را به سوي خاموشي برد تا اينكه سرانجام در روز پنج شنبه دوم اسفند 1369 روح پاكش به آرامش ابدي پيوست و بدرود حيات گفت.